ذبيح الله صفا
1283
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
جلال الدين فريدون معروف به « امير عارف » يا « چلبى عارف » پسر بهاء الدين محمد ابن جلال الدين محمد مولوى بود ، به « عارفى » شهرت داشت زيرا پيروان و مريدان چلبى عارف مذكور بدين نام معروف و منسوب بودهاند و بهريك از آنان « عارفى » گفته مىشد « 1 » . افلاكى از اهالى شهر « سراى » در آسياى صغير بود . تنها اطلاعى كه از نام پدرش داريم از قول « ثاقب دده » مؤلف « سفينهء مولويّه » است كه نام پدرش را اخى ناطور ضبط كرده « 2 » و از اينجا مىتوان دريافت كه پدر افلاكى از دستهء فتيان آسياى صغير بود كه هريك از آنان با عنوان « اخى » معنون و مشهور بود و بسيارى از آنان بسبب تقارب تعليماتى كه با متصوفه داشتند در شمار صوفيان درمىآمدند و از جملهء آنان يكى حسام الدين چلبى بود كه بفرقهء مولويّه پيوسته و از نزديكترين شاگردان و مريدان مولوى شده بود ، و بعيد نيست كه خود شمس الدين همچنين وضعى در بدايت حال خود داشته بوده باشد . بهرحال پدر افلاكى در شهر سراى « مردى بود بزرگ و مذكّريگانه » و صاحب ضياع و عقار و كتابخانه « 3 » ، و شمس الدين خود مدتى بعد از سال 690 بقونيه رفت و در آنجا نزد سراج الدين مثنوى خوان « 4 » و زين الدين عبد المؤمن توقاتى « 5 » و نظام الدين ارزنجانى « 6 » كه همگى از اجلّهء پيروان مولوى و فرزندان او بودهاند ، شاگردى كرد و در خدمت خاندان مولوى جزو سرسپردگان و مريدان معتقد و از جملهء « مثنوىخوانان » بود « 7 » كه كارشان ،
--> ( 1 ) - مناقب افلاكى بتصحيح تحسين يازيجى ، آنكارا سال 1959 و 1961 ميلادى ص 990 . ( 2 ) - رجوع كنيد به مقدمهء آقاى تحسين يازيجى بر مناقب افلاكى صفحهء 7 - 6 . ( 3 ) - مناقب العارفين ص 931 . ( 4 ) - ايضا ص 272 . ( 5 ) - ايضا ص 559 . ( 6 ) - ايضا ص 898 . ( 7 ) - ايضا ص 954 .